سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
علیرضااحسانی نیا
درباره وبلاگ


در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
صفحات وبلاگ
نویسندگان
چهارشنبه 92 اردیبهشت 4 :: 6:30 عصر ::  نویسنده : علی رضا احسانی نیا

اخیراً نیز «حسین کمالی» (مشاور اجتماعی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) و یکی از کاندیداهای مطرح اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری می گوید: «من فکر می کنم داشتن "دولت وحدت ملّی" در آرامش بخشی به کشور مطلوب است. ایشان (هاشمی) در هر صحنه ای که احساس وظیفه کنند و احساس کنند که کشور به وجودشان و خدماتشان نیاز دارد؛ وارد می شوند ولی برای انتخابات پیشرو هنوز این احساس نیاز شکل نگرفته است!»
همچنین «داریوش قنبری» (نماینده مجلس هشتم) در گزارشی از دیدار چند تن از نمایندگان مجلس هشتم با هاشمی می گوید: «نمایندگان درباره حضور هاشمی در انتخابات و ضرورت کاندیداتوری ایشان سؤالاتی داشتند ولی آقای هاشمی صراحتاً پاسخی ندادند. معتقدیم که آقای هاشمی فعلاً درحال رصد کردن اوضاع برای نامزدی و یا عدم کاندیداتوری در یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری است.»
در کنار نزدیکان، خود هاشمی نیز سعی می کرد همانند فضایی که در انتخابات 84 برای آمدنش ایجاد کرده بود، اینبار نیز همه چیز را به دعوت نخبگان و مردم عودت دهد. از این حیث بسیاری شرایط فعلی حضور هاشمی را مشابه دوره تصمیم گیری هاشمی در «انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم» می دانستند، خبری در اواسط فروردین ماه به نقل از هاشمی مخابره شد که نشان دهنده همین مسئله بود. وی گفته بود: «به احتمال 90 درصد در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا نخواهم شد، مگر آنکه یک مطالبه عمومی در کشور شکل گرفته و بنده احساس تکلیف نمایم!»
همچنین «کمال پیرمؤذّن» در گفتگویی درباره دیدار نوروزی برخی نمایندگان مجلس با هاشمی می گوید: «در این دیدار، یکی از روحانیون از رفسنجانی سئوال کرد که "چرا خودتان کاندیدا نمی‌شوید؟"، که هاشمی هم در پاسخ گفت: خدمت رهبر انقلاب می رسم و بعد اظهار نظر خواهم کرد.»؛ هر چند این خبر توسّط «روابط عمومی مجمع تشخیص» تکذیب شد امّا جلسه قریب الوقوع هاشمی با رهبری معظّم انقلاب اسلامی در اواخر فروردین ماه که توسّط هاشمی رسانه ای شد و دارای حواشی زیادی بود، تکذیبیّه پیشین را در محاقّ بُرد.
از نظر برخی کارشناسان، 10 درصدی که هاشمی از آن سخن می گوید در خیلی مواقع محتمل تر از 90 درصد مابقی است، طوریکه این مسئله حتّی از رصد رسانه های ضدّانقلاب نیز دور نمانده است.
سایت ضدّانقلاب «روزآنلاین» طیّ مطلبی با عنوان «پیام ها و شرط گذاری های انتخاباتی» در همین رابطه می نویسد: «برخی معتقدند بازگشت «مهدی هاشمی» به ایران هم به احتمال زیاد در همین ارتباط (انتخابات) و برای ابهام زدایی از آنچه فساد مالی خانواده هاشمی نامیده می شود، بوده است.
از سوی دیگر هاشمی مدّتی است که بصورت روزانه دیدارهای گروهی با اقشار مختلف مردم دارد و در این دیدارها تأکید می کند آماده است هر کاری برای رفع مشکلات موجود انجام دهد.
نگاهی به تیترهای اخبار «پایگاهی اطلاع رسانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت» مؤیّد این موضوع است که استراتژی این سایت از حمله به دولت به سمت "ارائه راهکار برای حل بحران های جمهوری اسلامی" تغییر یافته است. سایت هاشمی در یکی از مطالب خود به حاشیه دیدار «اعضای ادوار مجلس» با هاشمی اشاره می کند و در انتها می نویسد: "چه کسی می‌تواند کشور را از این گردنه سخت عبور دهد؟ باید برای پاسخ این سؤال صبر کرد. صبر و انتظار برای اعتدال".
«محسن هاشمی» نیز چندی پیش در گفتگو با یکی از هفته نامه های ایران گفته بود: "مرد بحران ها می آید.".»
آنچه واضح است اینکه آنطور هم که برخی سعی دارند کاندیداتوری هاشمی را نفی و ردّ کنند، نیامدن وی قطع نیست و چنین انظتاری منطقاً وجود ندارد. لذا بسیاری از ناظران سیاسی منتظرند تا ببینند، آیا 10 درصدی که هاشمی انتظار آن را می کشد؛ وزن بالاتری از 90 درصد مابقی خواهد یافت یا خیر؟!
· تحلیل تک گزینه اصلاحات
گذشته از گزارش رصدی که در بالا بدان اشاره کردیم بطور خاص شواهدی تحلیلی وجود دارد که نشان دهد آمدن هاشمی برای اصلاح طلبان یک ضرورت است، البتّه شاید این ضرورت توسّط خود هاشمی حسّ نشود و به ائتلاف و حمایت از کاندیداهای تکنوکرات موجود (با وجهه اصولگرایانه) منجر شود امّا ماجرا برای جبهه اصلاحات چیز دیگری است. بطور قطع شواهد مکرّری وجود دارد که بفهمیم اصلاح طلبان در دوره اخیر علیرغم بازی رسانه ای با کاندیداهای متعدّدشان؛ شانس و گزینه های بسیاری ندارند. لذا در اینجا از این پدیده به "تک گزنیه اصلاحات" یاد می شود.
1- اجماع در جبهه اصلاحات برای حضور انتخاباتی در دوره آتی شکل گرفته است، حتّی تُندرو ترین طیف های این جبهه با میان داری «عبدا... نوری» بر ضرورت حضور فعّال تأکید دارند، در این بین تنها ابهام موجود درباره نحوه، شیوه و چگونگی حضور است.
2- از منظر تصمیم سازان و تصمیم گیران اصلاح طلب انتخابات پیشرو یک مسئله "مرگ- حیات" است، زیرا اوّلاً آنها شرایط بوجود آمده در کشور بدلیل نارسایی های دولت دهم و البتّه افزایش فشارهای بین المللی و مشکلات اقتصادی را یک فرصت عالی برای "گفتمان سازشی" خود می دانند و این انگاره را تقویّت می کنند که راه حل عبور از بحران موجود! سهیم کردن گفتمان اصلاح طلبی در قدرت است. در اینباره «محمّدرضا خاتمی» طیّ «نشست شورای عمومی انجمن اسلامی دانشکده فنّی- مهندسی دان. تهران» می گوید: «سه راهکار برای خروج از وضعیّت فعلی پیش روی نظام می باشد: 1- ادامه مسیر کنونی که نتیجه آن ریزش بیشتر نیروها و فروپاشی نظام است، 2- مذاکره باغرب بویژه آمریکا و 3- ایجاد وضعیّتی که رأی مردم بر کشور حاکم شود.» و سپس وقوع آشفتگی اجتماعی در صورت تداوم وضعیّت فعلی را پیش بینی می کند.
در ثانی تئوریسین های اصلاح طلب بعد از «فتنه 88» که با حضور مستقیم بدنه بزرگی از عناصر و رهبران سیاسی اصلاحات به سمت اقدامات براندازانه پیش رفت، به این نتیجه رسیده اند که ادامه قهر سیاسی مانند «انتخابات مجلس نهم» علاوه بر اینکه تأثیری بر کاهش مشارکت عمومی ندارد به معنای زیر زمینی شدن و افزایش حجم "خارجیزه شدن اصلاحات" است.
رادیکال ترین تئوریسین های اصلاح طلب نیز می دانند اگر جبهه اصلاحات تبدیل به "نهضت آزادی 2" یا "اپوزیسیون خارج نشین" شود؛ هیچ حُسنی نسبت به این گروه های بی اثر و خنثی ندارد.
3- اصلاح طلبان که موج سواری شان بر ناکارآمدی هاشمی و دولت تکنوکراتش باعث پیروزی در «2 خرداد 76» شده بود و شهره به هرزه نگاری سیاسی علیه آیت ا...! بودند و تئوری های «عالیجناب سرخ پوش» را ابداع کرده و شیوع می دادند؛ اخیراً در حجم بالایی به مجیزگویی از شخصیّت و منش سیاسی وی روی آورده اند. این هم پیالگی سیاسی تا جایی شدّت یافته که خیلی اوقات به تقدیس هاشمی شبیه می شود.
آنها دریافته اند برای حضور در حاکمیّت و در کمینه ترین حالت برای ایفای نقش "اپوزیسیون درون حاکمیّتی فعّال" چاره ای ندارند جز اینکه به یک مفاهمه مؤثّر با نظام دسترسی پیدا کنند. چنین ظرفیّتی در حال حاضر برای این جبهه سیاسی وجود ندارد زیرا آنها تنها امکان بالقوّه شان در این عرصه یعنی «خاتمی» را با مشارکت دادن در پروژه "کودتای مخملی 88" تخریب نمودند. از نظر اصلاح طلبان ایجاد یک مفاهمه بین نهادهای نظام اسلامی و «خاتمی» بعد از فتنه نه سخت و طاقت فرسا که گویی غیر ممکن است. لذا اصلاحات به یک تکیه گاه مطمئن برای ایجاد پُل ارتباطی با نهادهای نظام محتاج است و آنها فکر می کنند بهترین گزینه در شرایط موجود هاشمی است، زیرا وی در بُرهه فتنه در حدّ بالایی توانست به رهبر معنوی و کاریزماتیک این جریان تبدیل شود و پروژه "حاکمیّت دوگانه" را پیش ببرد.
4- علیرغم همه ادّعاهای «سازمان مجاهدین» و بخصوص «حزب مشارکت» در رابطه با کادرسازی سیاسی؛ آنها در حال حاضر فقط با یکسری کادرهای جوان و عُمدتاً جرایدنویس روبرویند که هر چند وقت یکبار تعدادی شان به اپوزیسیون خارجی ملحق می شوند. با سوخت رفتن گزینه «خاتمی» بدلیل رویکرد محافظه کارانه اش، چه کسی در حدّ و اندازه ریاست جمهوری پیشرو می تواند توسّط اصلاح طلبان برَند شود، کسی که دارای کارنامه قابل قبول اجرایی و شخصیّتی کاریزما باشد. تأکید بسیار اصلاح طلبان بر عدم حضور با کاندیداهای "کوتوله" و "درجه 2- 3" نشان دهنده همین مسئله است که اصلاحات از عدم کادرسازی سیاسی رنج وافری می برد.
5- اصلاح طلبان می دانند در صورت ورود به انتخابات با کاندیدایی که بصورت مصلحتی و با حُکم حکومتی تأیید صلاحیّت می شود؛ علاوه بر اینکه شعارهای پوچ شان درباره "ولایت مطلقه فقیه" و "فراقانونی بودن حُکم حکومتی" زیر سئوال می رود، این مسئله هم وجود دارد که عموم مردم اعتبار و مشروعیّت یک کاندیدای مصلحتی را به سختی می پذیرند. بنابر این آنها در جستجوی کاندیدایی هستند که منّت نظام بر سر آن نباشد.
6- هفتم اسفندماه سال پیش بود که «خبرگزاری مهر» به نقل از منابع خبری، از راهبُرد انتخاباتی اتاق فکر اصلاحات پرده برداشت. طبق این گزارش که ارجاع بالایی در رسانه های تحلیلی یافت، اتاق فکر اصلاح طلبان - که هر دو هفته یکبار با حضور چهره های شاخص اصلاحات از «مجمع روحانیون مبارز»، احزاب منحلّه «مشارکت» و «سازمان مجاهدین»، «کارگزاران» و «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» به دعوت خاتمی و با حضور افرادی چون «محمّد خاتمی»، «کرباسچی»، «نوری»، «رضا خاتمی»، «انصاری»، «نجفی»، «جهانگیری» و ... برگزار می شد- راهبُرد "کاندیدای حدّاکثری و انتظارات حدّاقلی" را تعیین کرده بود. یعنی اصلاح طلبان بدون گذاشتن شرط، چهره ای شاخص که بتواند اجماع کامل میان اصلاح طلبان ایجاد کند را انتخاب و وارد رقابت شوند. و نکته اساسی این بود که چه کسی غیر از هاشمی، «خاتمی» و «خمینی» چنین امکانی را می توانست داشته باشد.
7- با رصد رسانه های اصلاح طلبی پروژه جالبی رونمایی می شود، در حالیکه آنها بر سر آمدن یا نیامدن هاشمی به بازی ابهام افکنی متوسّل بودند، همزمان در حال تئوریزه کردن ایده هایی بودند که در باطن اشاره به مشخّصات کسی چون هاشمی داشت.

در همین رابطه «روزنامه شرق» در ضمیمه خود به شماره 1691 و در صفحه اوّل با عکس بزرگی از "اجلاس ادوار مجلس" (که در ماه های منتهی به «انتخابات دهم ریاست جمهوری» به دعوت «علی لاریجانی» در مجلس برگزار شد) با تیتر: «تأمّلی در باب یک سنّت سیاسی ایران/ کلید "ریش سفیدی"» طیّ 5 صفحه به تئوریزه کردن "شیخوخیّت" می پردازد. این دست تئوری سازی ها که منطبق بر وجهه سیاسی هاشمی بود این انگاره را تقویّت می بخشید که: "هاشمی ناجی و کلید حلّ بحران جاری است!"؛ هر چند که علناً اسمی از وی به میان نیامده باشد.

لذا آنچه باید برای تحلیل رفتار انتخاباتی اصلاح طلبان بدان اندیشید و توجّه داشت این نکته است که جبهه اصلاحات برای یک حضور تمام عیار و نفس گیرانه گزینه های بسیاری ندارد، آنها می توانند از یک گزینه فقط یکی را انتخاب کنند.
· خاتمی تابلوی هاشمی
پیشتر برخی سایت های اصولگرا با تحلیل و رصد فعّالیت های انتخاباتی هاشمی و اصلاح طلبان با ارائه شواهدی درباره شیوه کاندیداتوری کاندیدای اصلاح طلبان چنین تحلیل می کردند که قرار است روی «خاتمی» تبلیغات شود تا زمینه ساز اجماع اصلاح طلبان و کناره گیری مابقی کاندیداهای این جبهه شود و در هر حال – چه او بیاید و چه نیاید- «خاتمی» به نفع هاشمی انصراف دهد.
با این حال با مشخّص و رسانه ای شدن عزم «خاتمی» بر عدم کاندیداتوری، «روزنامه شرق» طیّ مطلبی نوشت: «مشکل آنجاست که «خاتمی» برای نامزدی در انتخابات تأمّلاتی جدّی دارد و اعلام موضع نهایی را به صدور بیانیّه ارجاع داده است.
اگر بی رغبتی آنان (خاتمی و هاشمی) در تردیدشان (به هر علتی) ریشه داشته باشد، آنگاه می‌توان برای برون رفت از بلاتکلیفی، دو گزینه "فقط خاتمی" یا "فقط هاشمی" را کنار نهاد و به وضعیّت سوم اندیشید که مبنای آن "هم خاتمی و هم هاشمی" و ثبت نام همزمان هر دو است. در صورت "ردّ صلاحیّت یک نامزد": نامزد ردّ صلاحیّت شده، حمایت خود را از نامزد تأیید صلاحیّت شده اعلام کند و از حامیانش بخواهد تا آرای خویش را به نفع نامزد باقیمانده واریز کنند.
اگر هر دو کاندیدا تأیید صلاحیّت شوند، پس از تبادل نظر و توافقی که دست یافتنی است، یکی از نامزدها، کناره گیری خود را به سود دیگری اعلام کند. هم افزایی آرایی هواداران پرشمار هر دو نامزد، وزن سرمایه اجتماعی- انتخاباتی نامزد باقیمانده را افزون تر می کند.»
فردای همان روز بود که «موسوی خوئینی ها»، مرد در سایه جبهه اصلاحات گفت: «طرح پیشنهادی من برای انتخابات، ایجاد موج است. ما باید برای نشان دادن وزن و به رخ کشیدن اقتدار خود به نظام موج ایجاد کنیم. حتّی با استفاده از «خاتمی» که نمی‌آید امّا با طرح کاندیداتوری وی باید موج ایجاد کنیم.»
بنابر این از منظر برنامه ریزان انتخاباتی اصلاح طلب و کارگزارانی منافاتی بین "آمدن هاشمی" با "آمدن خاتمی" تصوّر نمی شود و قرار است در صورت لزوم "خاتمی تابلوی هاشمی" شود.
با تفاسیری که در بالا رفت مشخّص است که صحبت از آمدن هاشمی کاملاً از دیدگاه جبهه اصلاحات محتمل است و البتّه جزء محتمل ترین گزنیه های آن است، هر چند دوباره تأکید می شود ممکن است که هاشمی الزاماً در طرّاحی اصلاح طلبان بازی نکند و با ترصّد اوضاع به یک کاندیدای میانه و "کاندیدای وحدت ملّی" نیز تن دهد.
لذا باید برای تحلیل اوضاع انتخاباتی پیشرو یک پای سناریو نویسی ها حضور هاشمی باشد؛ "هاشمی" ای که با "هاشمی" قبل از فتنه تفاوت های ماهوی بسیاری کرده، او بیشتر به اپوزیسیون و رویکردهای "سخت اصلاحی" روی آورده است. با این حال باید منتظر بود و دید که هاشمی خود کاندیدای "دولت وحدت ملّی" می شود یا یکی را نیابتاً می فرستد؟




ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 931
  • بازدید دیروز: 2155
  • کل بازدیدها: 12994003
پیوندها
لوگو
در اینجا می توانید خبرهای داغ سیاسی فراجناحی را بخوانید...علیرضااحسانی نیا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 931
  • بازدید دیروز: 2155
  • کل بازدیدها: 12994003